نور

02:08, Monday, October 27, 2008 .. 0 comments .. Link
ArianaNet.com

ArianaNet.com ist launched

02:07, Monday, October 27, 2008 .. 0 comments .. Link
www.ArianaNet.com www.Kabulpress.com

بیست سال حبس برای حامد کامبخش

12:52, Wednesday, October 22, 2008 .. Link

بیست سال حبس برای

 حامد کامبخش

nn

محکمه استیناف افغانستان، حامد کامبخش را به جرم "اهانت به اسلام و تکثیر یک مقاله کفرآمیز" به بیست سال زندان محکوم کرده است.

پرویز کامبخش، یک سال پیش در شمال افغانستان بازداشت شد. گفته شد که او یک مقاله "حاوی مسایل کفرآمیز" را که به جایگاه زن در اسلام می پردازد، از یک سایت اینترنتی گرفته و در اختیار شماری از دوستان خود قرار داده است

محکمه ابتدایی در بلخ، آقای کامبخش را به اعدام محکوم کرد اما این قضیه برای بررسی بیشتر به محکمه استیناف در کابل راجع شد.

از زمان صدور حکم دادگاه ابتدایی تا حالا، هم حکم دادگاه ابتدایی و هم تاخیر در برگزاری دور بعدی محکمه، با انتقادهای گسترده ای در داخل و خارج از افغانستان روبرو بوده است.

وکیل مدافع آقای کامبخش بارها از دستگاه قضایی افغانستان انتقاد کرد که در برگزاری جلسه دادگاه استیناف، بیش از حد تاخیر کرده اند.

پرویز کامبخش، پیش از این به محکمه استیناف در کابل گفته بود که از سوی نیروهای امنیتی در بلخ شکنجه شده و اعتراف به نوشتن یک مقاله کفر آمیز از او بزور گرفته شده است.

'غیرعادلانه'

در جلسه روز سه شنبه، 30 میزان ، محکمه استیناف، حکم محکمه ابتدایی مبنی بر اعدام آقای کامبخش را رد کرد و در عوض او را به بیست سال زندان محکوم کرد.

وکیل مدافع آقای کامبخش نسبت به این تصمیم به شدت اعتراض کرد و گفت که این قضیه را برای تجدید نظر، به دادگاه تمیز خواهد برد.

خبرنگاران می گویند، در این جلسه به اتهام اصلی که علیه آقای کامبخش وارد است - تکثیر یک مقاله کفرآمیز - کمتر اشاره شد و در عوض شماری از استادان دانشگاه بلخ به دادگاه می گفتند که پرویز کامبخش، در جریان کلاس های درسی با سوالهایی در مورد مسایل اسلامی، تلاش می کرد "نظم کلاس را بهم بزند."

استادان دانشگاه بلخ به محکمه گفتند که در مورد مقاله ای که کفرآمیز بوده و ادعا می شود که کامبخش آنرا در اختیار دوستان خود قرار داده است، اطلاعی ندارند.

تنها یکی از شاهدان که یکی از همصنفی های کامبخش بود، گفت چنین مقاله ای را در دست کامبخش دیده است.

با این حال، محکمه پس از یک وقفه دو ساعته، به شکل غیرقابل انتظار حکم بیست سال حبس را به پرویز کامبخش صادر کرد.

عدهای از وکلای مدافع حاضر در تالار، در گفتگو با خبرنگاران این تصمیم را "غیرعادلانه" خواندند.

وکیل مدافع پرویز کامبخش، پیش از این هشدار داده بود که دستگاه عدلی و قضایی افغانستان، در مورد بررسی قضیه کامبخش، با فشارهایی روبرو است.

محمد افضل نورستانی، وکیل مدافع کامبخش در یک کنفرانس خبری گفته بود که موکلش به شکل غیرقانونی یک سال را در زندان بسر برده اما محکمه استیناف در برگزاری جلسات قضایی خود، به شدت تاخیر دارد.

دولت افغانستان و دستگاه قضایی این کشور، ظرف یک سال اخیر با فشارهای از سوی جامعه جهانی برای رهایی پرویز کامبخش روبرو بوده اند.

از این موضوع بارها در دیدارهای مقامات بلندپایه افغان با همتایان اروپایی و آمریکایی شان یادآوری شده است.

انتظار می رود تصمیم دادگاه استیناف به صدور حکم بیست سال حبس به پرویز کامبخش، نگرانی ها را در مورد سرنوشت کامبخش، در سطح بین المللی افزایش دهد.



درگيری نظامی و منازعۀ سياسی در گرجستان

04:35, Friday, October 3, 2008 .. Link

 

Gh. Arif

غفار عریف

درگيری نظامی و منازعۀ سياسی

 در گرجستان

بخش دوم

        سازماندهی تهاجم و تشديد درگيری ها به مقصد دستيابی به هدف های اقتصادی

درراه اندازی اين جنگ کثيف، هدف های درازمدت اقتصادی با پلان ها و نيات شوم و شيطانی استراتژيک، گره خورده است. انگيزۀ اصلی تهاجم به اوستيای جنوبی که توأم با خونريزی صورت گرفت، بدست آوردن اين اهداف بود:

-         دسترسی جهان غرب به منابع عظيم نفت و گاز؛

-         نهادينه کردن حق استفادۀ دايمی از ذخاير انرژتيکی؛

-         توجيه برپايی تاسيسات نظامی امريکا درخاک گرجستان؛

-         رسميت بخشيدن به حضور نظامی ايالات متحده درمنطقه زير پوشش ناتو؛

-         فراهم آوری شرايط به هدف عقد توافقنامۀ سپر دفاع موشکی؛

-         بدنام کردن روسيه منحيث يگانه منبع خطر نظامی؛

-         موجه جلوه دادن تقاضای گرجستان داير برپيوستن آن کشوربه پيمان ناتو و اتحاديۀ اروپا وتسريع پروسۀ آن.

آگاهان سيساسی جهان بخوبی واقف اند که درابتداء آتش جنگها ازپی به حرکت افتيدن و هجوم عساکر و تانکهای گرجی ازتبليسی به سيخينوالی، شعله ورشد.

وليک چرا ايالات متحده، اتحاديۀ اروپا و دول عضو پيمان ناتو، موضوع " جنگ درقفقاز" را تبليغ و عنوان ميکنند؟ درحاليکه درگيری ها صرف دراوستيای جنوبی و گرجستان صورت گرفته است.

ازديدگاه موقعيت جغرافيايی، قفقاز درحقيقت سه مطلب و ويژگی بارز را درخود منعکس ميسازد:

1-    سلسله کوههای می باشد که به طول حدود (1100 ) کيلو متر و عرض (160 ) کيلومتر و در بسا جاها به ارتفاع (5000) متر، درسرزمينهای واقع دربين بحيرۀ سياه وبحيرۀ کسپين، امتداد می يابند؛

2-    درجنوب قفقاز، کشورهای گرجستان، ارمنستان، آذربايجان و جمهوری های مربوط به فدراتيف روسيه ( داغستان، انگوشيتيا، چيچنيا) موقعيت دارند. درشمال قفقاز،اوستيا و مناطق متعلق به فدراتيف روسيه واقع شده اند؛

3-    بخشهای ازشمال شرق ترکيه و قسمتهای ازشمال غرب ايران را نيزشامل حوزۀ قفقازمی دانند.

حوزۀ قفقازدارای ذخاير سرشارذغال سنگ، فلزات، نفت وگازبوده که تاهنوزقسمآ دست ناخورده باقی مانده است. مزيد برآن ازمسيرگرجستان و اوستيای جنوبی مقاديرزيادی انرژی ( نفت وگار) ذريعۀ

پايپ لاين ها، انتقال می يابد. ازاين بابت اين منطقه هم برای روسيه و هم به دنيای غرب، دارای اهميت ويژه ای است. ازاينرو ايالات متحدۀ امريکا دردايرۀ دوزخی بازی های سياسی و استراتژيک پيمان تجاوزکارناتو، توسعه طلبی های استعمارگرانۀ (نو) اتحاديۀ اروپا و پلانهای مداخله گرانۀ سازمان امنيت وهمکاری اروپا، سعی بخرج ميدهد تا ازيکطرف درزيرگوش روسيه، نفوذسياسی و نظامی خود را قائم سازد وبرحلقوم منافع آن کشورپابگذارد و ازسوی ديگردردرازمدت منابع تأمين و تدارک مواد خام صنايع درحال رشد وتوسعه ونيازمندی های سوختی و انرژتيکی آن را تضمين نمايد.

بدين لحاظ همه با يک صدا با اتفاق نظر جنگ و خونريزی را ازمرزهای گرجستان و اوستيای جنوبی خارج ساخته و موجوديت پرابلم را دريک ساحۀ وسيعتر، بنام قفقازدامن ميزنند.

سياستمداران و طراحان دوکتورين نظامی روسيه، ازکنه اين نيرنگ سياسی- اقتصادی- نظامی غربی ها، ازقبل آگاهی داشتند؛ ازاين سبب نگذاشتند و نمی گذارند تا امريکايی ها و شرکاء به هدف های شان برسند.

امريکايی ها و متحدين اروپايی و منطقوی آنها با ظاهرنمايی های هميشگی، علاقه مندی های کلان اقتصادی و نيات شوم استراتژيک خويش را درزيرپوشش بيان الفاظ زيبا، اما درماهيت امرشيطانی و فريبنده، پنهان ساخته، شعاردفاع ازدموکراسی، حقوق بشر و احترام به حق حاکميت ملی و تماميت ارضی گرجستان را به پيش کشيده و ميخواهند با اعزام ناظران ملکی و نظامی(!) ، پايه های استثمار و استعمار نو را دراين ناحيۀ نفت خيز، استحکام بخشند و با زمينه سازی تقابل نظامی، زندگی و جان مليونها انسان بومی را در خطر نابودی اندازند.

بطورمثال، خانم انگلا مرکل ( Angela Merkel ) صدراعظم آلمان، ايجاد فضای اطمينان برای تأمين انرژی ( نفت و گاز) را جزء مهم سياست خارجی خود اعلام نموده است.

درهمين راستا صدراعظم آلمان براساس يک برنامۀ طرحريزی شده، بتاريخ 15/ 8/ 2008 به شهر سوچی

( Sotschi ) سفرنمود و با ديمتری ميدوديف رئيس جمهورروسيه ملاقات کرد. پس از آن بتاريخ

(18/ 8/ 2008 )  به گرجستان رفت و درشهرتبليسی با سکاشيويلی ديداربعمل آورد.

خانم مرکل درشهرسوچی دريک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئيس جمهور روسيه، شرکت ورزيد و عملکرد روسيه درقفقاز(؟) ( درگرجستان- نگارنده ) را نامناسب خواند و خواستار خروج قوای روسی ازمناطق مرکزی گرجستان گرديد. ليکن صدراعظم آلمان، درتبليسی، آشکارا و با آوازبلند به نشانۀ تائيد از پذيرفته شدن گرجستان درپيمان ناتو، سخن گفت.

درعين زمان خانم کاندوليزا رايس ( Condoleezza Rice ) وزيرخارجۀ امريکا درتبليسی حضورداشت و با لحن شديد درمقابل روسيه ازخود واکنش نشان داد و مسکو را متهم به بدرفتاری درگرجستان ساخت. قرارمعلوم وزيرخارجۀ امريکا به تحريکات غيرقابل قبول برای روسيه، دست می زد. حتی سکا شيويلی پس ازدريافت اجازه ازخانم رايس، موافقتنامۀ آتش بس را که از سوی اتحاديۀ اروپا آماده شده بود، بتاريخ 15/8/2008 درموجوديت وزيرخارجۀ امريکا به امضاء رسانيد. رئيس جمهورگرجستان درکنفرانس مطبوعاتی مشترک با خانم رايس، اظهارنمود که هرگزازاوستيای جنوبی وابخازی صرف نظرکرده نميتواند. ضمنآ اروپايی ها را مقصردانست که دربرابر آمادگی های عساکر روسی، خيلی ها ضعيف برخورد کردند.

درنتيجۀ زدوبندها و مشوره های تحريک کنندۀ ديپلمات های امريکايی بود که پارلمان گرجستان بتاريخ 14/8/2008 به اتفاق آراء به خروج گرجستان ازعضويت اتحاد کشورهای مستقل مشترک المنافع (GUS ) رأی داد.

دولتمردان فدراتيف روسيه نيز توانايی عضلات خويش را به نمايش گذاشتند: سرگی لاورو

(Sergej Lawrw ( وزيرخارجۀ روسيه پشتيبانی عام وتام کشورش را از جمهوری های اوستيای جنوبی و ابخازی اعلام داشت واظهارکرد: « حرف زدن دربارۀ حفظ تماميت ارضی گرجستان، به قيمت ناديده گرفتن و احترام نکردن به استقلال سياسی هردو جمهوری، را ميتوان به فراموشی سپرد.» همچنان ديمتری ميدوديف رئيس جمهور فدراتيف روسيه، رؤسای جمهور اوستيای جنوبی و ابخازی را غرض مذاکره و تبادلۀ افکار، درقصرکريملن پذيرفت.

 

رؤياهای ناکام سکا شيويلی نامراد:

 

وضعيت اقتصادی گرجستان، پس ازفروپاشی اتحاد شوروی بسيارتيره و تار گرديد و مردم با مشکلات عديده ای دست و گريبان شدند. روی کار آمدن سکا شيويلی درجنوری 2004، اين اميدواری را به وجود آورد که شانس نجات اقتصاد درحال رکود گرجستان بالا گرفته و نشانه های مثبتی به مشاهده ميرسد.

 

دوکتورين اقتصادی سکا شيويلی متشکل از دو شاخص بود:

 

1-    رونق بخشيدن به اقتصاد مملکت ازمدرک عوايد نفتی ( گرجستان نفت استخراج نمی کند) يعنی کنترول داشتن برپايپ لاين انتقال نفت ازبحيرۀ کسپين که مقاديرعظيم طلای سياه را ازراه ترکيه به اروپای غربی پمپ ميکند و هيچگاهی نبايد سؤال عبوردادن آن ازمسير روسيه مطرح شود؛

2-    بنادربحری درسواحل بحيرۀ سياه بيشتر فعال گردند و با تخنيک و تکنالوژی جديد مجهزشوند.

دردرگيری های اخير، پايپ لاين انتقال نفت درخط مقدم جبهه های جنگ واقع شده است.

براساس اطلاعيۀ آژانس خبررسانی گرجی، بم افگن های روسی بتاريخ 9/8/2008 اهدافی را درنزديکی های پايپ لاين که درنوع خود، دومين لولۀ طويل انتقال نفت درسطح جهان است؛ بمبارد کرده اند و به اين تاسيسات نيز آسيب رسيده است. ليکن اين ادعا ازسوی کنسرن نفتی B P ( British Petroleum ) رد شد.

سخنگوی B P علت وارد آمدن سکتگی درپروسۀ انتقال نفت را، آتش سوزی درشرق ترکيه خواند که پس ازانجام سوء قصد مسلحانه توسط چريک های حزب کارگران کردستان ( PKK ) (؟) بوجود آمده بود.

بدين علت آذربايجان بتاريخ ) 9/8/2008 ) صدورنفت را ازراههای گرجستان قطع نمود. همچنان برخلاف ادعای گرجی ها، خانم Irina Gaglojewa سخنگوی استقلال طلبان اوستيای جنوبی به رسانه ها خبرداد که دولت گرجستان يک هفته پيش از آغازتجاوزبه اوستيا، کليه لاين های تلفون را دراين جا تخريب نموده بود.

تا به حال درنزد ايالات متحدۀ امريکا وساير دول غربی چنين به نظر می آمد که گرجستان شايد يگانه بديل وعاقلانه ترين راه حل انتقال نفت و گازازآذربايجان به اروپا باشد وبا انتخاب اين مسير، ديگرنيازی به راههای انتقالی ازخاک های متعلق به روسيه ديده نمی شود و به همين شکل مسآلۀ عبور دادن لوله ها ازقلمروهای ايران ويا منطقۀ قره باغ کوهی، اصلآ مطرح نخواهد شد.

لوله های انتقال نفت به طول (1800) کيلومتر، ازشهرباکو( دربحيرۀ کسپين ) آغاز و با عبور ازتبليسی به بندرچيحان ( Ceyhan ) ترکيه ( دربحيرۀ ميانه ) امتداد می يابد و بنام شبکۀ نفت رسانی BTC ( باکو-تبليسی- چيحان ) ياد ميشود.

درسال 2005 بهره برداری ازاين پايپ لاين شروع شد. ايالات متحدۀ امريکا آخرين تلاش ها را به خرج داد تا نفت به اروپای غربی، صرف ازطريق شبکۀ ( BTC ) انتقال داده شود تا روسيه و ايران دراين معاملۀ سود آور راه پيدا نکنند و ازنفوذ آنها درمنطقه نيزجلوگيری بعمل آيد. علاوه برآن گاز ونفت ذريعۀ يک پايپ لاين دومی، ازباکو به شهربندری Supsa درگرجستان انتقال داده ميشود.

ازآغازبرخوردهای نظامی يک مطلب بکلی روشن بود که هرگاه پروسۀ نفت رسانی به اروپای غربی ازشبکۀ BP ( British Petroleum ) قطع گردد، ميزان صادرات نفتی روسيه خود بخود بالا ميرود. ازسوی ديگرجنگ حاضر، موضوع تأمين امنيت مواد انرژتيکی را دردستورروزقرارداد.

Gerhard Schrader صدراعظم اسبق آلمان و رئيس امروزی شرکت سهامی Nord Stream درمجلۀ هفتگی (Spiegel) اين گونه اظهارنظرنموده است: « تنها درخواب می شود باورکرد که اروپای غربی ميتواند ازنيازمندی به نفت و گازروسيه، رهايی يابد. »

شرکت سهامی ( روسی- آلمانی- هالندی) با سرمايه گذاری کلان درپروژۀ احداث پايپ لاين انتقال گاز، ميخواهد روسيه را ازراه بحيرۀ شرق (Ostsee واقع درشهرروستوک درشمال آلمان) به دول عضو اتحاديۀ اروپا وصل کند وبا ختم کاراين پروژه به تعداد (25) مليون خانواردراروپا با انرژی وارده ازروسيه تأمين ميگردند.

رئيس جمهورگرجستان مدعی شد که روسيه تلاش ميورزد تا کنترول پايپ لاين های نفت وگاز را بطور مکمل دردستان خود داشته باشد.

تحليل گران بين المللی دربازارهای مالی جهان و مارکيت های انرژی نيز به همين مفکوره بودند؛ ولی هيچ يک آنها نتوانستند ثبوت ويا سندی را که به اين گفته ها مهرتائيد بزند، ارائه کنند.

تهاجم گرجستان به اوستيای جنوبی و درگيرشدن با فدراتيف روسيه، تحقق هدف های بلند بالای سکاشيويلی را به صفرتقرب داد. رئيس جمهور، خواب تبديل شدن گرجستان را به يک کشورترانزيت می ديد وبا تکيه برتجارت دربندرگاههای بحری ميخواست گرجستان به کمک امريکا و متحدين اروپايی، يک گره گاه دربحيرۀ سياه باشد و بندر Poti ، حيثيت " دوبی " ثانی را بخود بگيرد.

کارشناسان بانک جهانی و سايرتحليل گران اقتصادی به اين باورهستند که گرجستان درجريان درگيری ها، بيش ازحد صدمه ديده است. بنابران انحصارات غول پيکر نفتی ازسرمايه گذاری درپروژه های جديد احداث لوله های انتقال نفت ازخاک گرجستان، دوری می جويند.

 

 زمينه سازی ها برای رسيدن به مقاصد استراتژيک:

 

پيش ازآغازدرگيری ها، روسيه دراستراتژی سياست خارجی خويش درقبال گرجستان، چنين می پنداشت که در موجوديت يک حکومت دارای سياست خارجی مستقل و غيرجانبدارانه، به نفع منافع ملی خود آن کشور (به مانند آذربايجان) و انصراف ازپيوستن به پيمان ناتو تا يک زمان مشخص، مسکو ميتواند بازمامداران سياسی از اين دست، کنارآيد و دربارۀ بسا مسائل به مذاکره بنشيند.

اما ايالات متحدۀ امريکا ازديرباز بدين سو، سياست تضعيف روسيه ( اقتصادی- سياسی- نظامی- روابط ديپلماتيک درسطح بين المللی ) و مطيع کردن و فرمانبردارساختن اتحاديۀ اروپا را دنبال می کند و درگوشه و کنار جهان درصدد نصب اقمار جديد، به اضافۀ رژيم های حلقه بگوش قبلی می باشد.

مقياس ماجراجويی های امريکايی ها ( دوکتورين سياسی و نظامی) را درحوادث اخيردراوستيای جنوبی و گرجستان، مطالب آتی بخوبی بيان ميدارد:

-         سکا شيويلی بربنياد مشوره های غلط سعی نمود تا با مسدود کردن تونل Roki ، نقطۀ اتصال بين روسيه و اوستيای جنوبی، نظاميان اوستيايی و روسی را تحريک به اقدامات بيشترنظامی سازد. زيرا موجوديت کوههای سر به فلک  برای پياده نظام و قوت های موتوريزۀ زمينی، عاری ازمشکلات نمی باشد؛

-         نخستين اقدام پرشتاب ايالات متحده، پروازدادن عساکرگرجی مستقردرعراق به گرجستان بود تا در مقابل قوای اوستيای جنوبی و نيروهای روسی بجنگند؛ بدون اينکه تلاشهای به ظاهر ميانجيگرانۀ متحدين اروپايی خويش را درنظرگرفته باشد؛

-         روزنامۀ نيويارک تايمز ( Newyork Times ) به روال جنگ تبليغاتی برضد روسيه، بتاريخ 18/8/2008 به نقل قول ازمنابع استخباراتی و يک کارمند بلند رتبۀ پنتاگون، خبرداد که نظاميان روسی راکتهای کوتاه برد را دراوستيای جنوبی جابجا کرده اند. راکتهای تاکتيکی ازنوع (SS-21 ) توانايی آن را دارند تا تبليسی و بخشهای وسيع ازخاک گرجستان را زير تيررس خود قراردهند.

-         نيويارک تايمزنوشت که وزارت دفاع روسيه يک واحد ازچتربازان شکاری را درشهر Pskow نزديک به مناطق بحری جابجا ساخته و چتربازان ديگری ازشهر Kotroma آمادگی رفتن به زون مورد اختلاف را می گيرند. علاوه براين ، درجريان روزهای جنگ، بم افگن های استراتژيک روسی ازنوع ( Tu-95MS) برفرازبحيرۀ سياه پروازهای آزمايشی را انجام داده اند؛

-         دامن زدن به نا آرامی های سياسی  بين دول همسايه ( روسيه و اوکراين ) با اين تبليغات هستريک که پروازهای امتحانی جيت های جنگی روسی را برفرازبحيرۀ سياه ميتوان مقدمۀ تدارک حملۀ نظامی بالای اوکراين دانست. دولت اوکراين به تعقيب اين سر و صداها، ازناحيۀ پروازهواپيماهای نظامی روسی، ازخود نگرانی نشان داد که مبادا روسيه برنيم جزيرۀ کريمه ( Krima ) که بيشترين باشندگان آن روسی هستند، همچنان کشتی های جنگی روسيه برای انجام ماموريتها دربحيرۀ سياه درهمين جا مستقرمی باشند، ادعای مالکيت کند و حملۀ نظامی را آغازنمايد. موضعگيری دوستانه(!) و جانبداری يکطرفۀ رئيس جمهوراوکراين ازايالات متحدۀ امريکا درضديت با فدراتيف روسيه درقضايای گرجستان و اوستيای جنوبی، سبب فروپاشی ائتلاف حاکم درحکومت اوکراين درروزهای اخيرشد؛

-         تشديد بحران نظامی بين اوستيای جنوبی و گرجستان، همچنان بين روسيه وگرجستان، تشنج آفرينی غيرضروری ديپلماتيک روسيه و اتحاديۀ اروپا، روسيه و پيمان ناتو به هدف فراهم آوری شرايط جهت امضاء موافقتنامۀ سپردفاع موشکی.

درجنگ اندازی های اخير، برندگان اصلی، ايالات متحدۀ امريکا و پولند بحساب آمدند: Donald Tusk صدراعظم پولند درشب مورخ 14/8/2008 درمقابل خبرنگاران ظاهرشد و با اين جملات راجع به جزئيات موافقتنامه ای که بايست به امضاء ميرسيد ، معلومات داد: « ما امروزبه انجام يک عمل قاطع دست زديم » ، « راه برای اتحاد نظامی ميان پولند و امريکا بازشده است» ، « امريکايی ها درتحت تأثيرجنگ درگرجستان تقاضای پولند را مبنی برنصب ده فروند راکت Patriot درخاک پولند تاسال 2012، پذيرفتند. »

صدراعظم پولند روی مطالب ديگری نيز روشنی انداخت: درپولند يک پايگاه عسکری دايمی امريکا، متشکل از(200) نفر نظامی تأسيس ميشود که بخشی ازمصارف ساختمانی و تأمينات را پولند خواهد پرداخت؛ انستيتوت نظامی پولند- امريکا افتتاح ميگردد تا مقياس تهديد ها را برعليه دوکشورتحليل و انکشاف اوضاع را زيرنظارت داشته باشد. ايجاد اين مرکزپژوهشهای نظامی، امکانات آن را بدست ميدهد تا درصورت بروزخطر، دکمه های سرخ دفعتآ فشارداده شود.

سرانجام موافقتنامۀ نظامی متذکره به امضاء رسيد؛ ولی هيچ کسی انتظار آن را نداشت که به اين زودی ها چنين يک بند و بست نظامی بين پولند و امريکا بوجود آيد. زيرا قبل ازجنگ ها درگرجستان، ادارۀ رئيس جمهوربوش، هميشه درمقابل پولند نيرنگ بازی ميکرد.

بطورمثال:- امريکايی ها تعهد سپرده بودند که وجوه مالی قيمت خريد (50) فروند بم افگن (16- F ) را به پولند کارسازی ميکنند؛ اما تا به امروز به اين وعدۀ خويش وفا نه نموده اند؛

-         پولند به تقاضای امريکا دايربر اعزام قوا به عراق لبيک گفت. سياستمداران پولندی انتظار می بردند که امريکايی ها برحسب وعده، امکان رهيابی مستقيم آن کشور را به چشمه های نفت فراهم ميسازند؛ وليک جورج بوش صرف با گفتن تشکر و ادای کلمات گرم موضوع را خلاصه نمود....

ازديدگاه استراتژی نظامی، نصب راکتهای امريکايی تحت عنوان برنامۀ سپردفاع موشکی وتاسيس سيستم رادار امريکايی درپايگاه نظامی Brdy درجنوب غرب شهرپراگ درجمهوری چک، درحالت فعلی توازن قوا را درسطح بين المللی به نفع امريکا تغيير خواهد داد. به همين سبب درواکنش به اين برنامه ها، هفته ها پيش ، مسکو خبرداده بود که هرگاه بين پولند و امريکا توافقی بعمل آيد، روسيه آن را خطرجدی به تماميت ارضی و امنيت ملی خود پنداشته، درپاسخ به تهديدها، راکت های اتمی را درخاک روسيۀ سفيد جابجا ميسازد و آنها را به شکلی عيارمی نمايد که هم پولند وهم اروپای غربی را نشانه گيرند.

خانم Condoleezza Rice وزيرخارجۀ امريکا بتاريخ 19/8/2008 درديدار با رئيس جمهورپولند چنين گفت: « ما به هدف های خود رسيديم. » درتوضيح بيشترمطلب علاوه نمود: حالا مسألۀ تعبيۀ راکت های دفاعی ايالات متحده درشمال پولند به امرحتمی بدل شده است. درازای جابجايی ده فروند راکت امريکايی بخاطردفع حملات راکتی ايران و کوريای شمالی بالای امريکا ، پولند کمک های هنگفت نظامی بدست ميآورد؛ اردوی پولند با ( 2) بطری راکتهای دافع هوای مبائيل ازنوع Patriot مجهز ميشود؛ به پولند مساعدت های نظامی به منظور مدرنيزه کردن تخنيک نظامی، مبذول ميگردد.

Lech Kaczynski رئيس جمهورپولند درهنگام امضاء موافقتنامه با خرسندی گفت: «من به يکی ازهدف های استراتژيک خود رسيدم. » مهمتر ازهمه: Radoslaw Sikorski وزيرخارجۀ پولند، يکی دوروزپيش ازشروع جنگ گرجستان، با افتخارگفته بود: « ما راکت های سپردفاعی را بدست می آوريم. »

واما اتحاديۀ اروپا درظاهرامر چنان نشان داد که دردرگيری ها بيشتر نقش ميانجی را ميان روسيه و گرجستان بازی ميکند و کليه سعی وتلاش را به غرض پايان بخشيدن به برخورد های نظامی ازطريق مذاکرات، بخرج ميدهد؛ ليکن عملکردها چيزديگری را به نمايش می گذارد:

نشر يک گزارش تلويزيونی درآلمان برای اروپايی ها شوک آفرين بود و ميشود گفت که تا حدودی به موقف ميانجی گرانۀ آنها لطمه وارد نمود: شبکۀ اول تلويزيون آلمان (ARD) بتاريخ 15/8/2008 دربرنامۀ تلويزيونی " راپور از Mainz " گزارشی را به نشر سپرد که درآن سربازان گرجی مربوط به واحد های نظامی ويژه ، دراوستيای جنوبی با ماشيندارهای آتشزای آلمانی مجهزبودند. براساس اين گزارش سلاح ها از اقلام توليدی کنسرن اسلحه سازی آلمان به نام (Heckler und Koch) ميباشد. مطابق به معلومات ارائه شده ازسوی وزارت اقتصاد آلمان، هيچگونه قرارداد ويا پروتوکولی درزمينۀ صدور اسلحه به گرجستان، وجود ندارد. آنچه به وقوع پيوسته، نقض صريح احکام قانون صدور اسلحه تلقی ميگردد.

 

پلان شش فقره يی آتش بس :

 

براساس فعاليت ميانجيگرانۀ اتحاديۀ اروپا، روسيه و گرجستان يک پلان شش ماده يی را پيرامون پايان دادن به برخوردهای نظامی دراوستيای جنوبی، پذيرفتند. اين پلان ازسوی Sarkozy رئيس جمهور فرانسه و رئيس دوره يی اتحاديۀ اروپا آماده شده بود که درحقيقت تهداب مضمون حقوقی را راجع به دريافت يک راه حل سياسی و ختم جنگ ها، تشکيل ميدهد. مسؤوليت تضمين ازتحقق مفاد پلان بدوش شورای امنيت ملل متحد گذاشته شده است.

سکا شيويلی رئيس جمهورگرجستان بتاريخ 15/8/2008 و ميدوديف رئيس جمهور روسيه بتاريخ 16/8/2008 ، اين سند را امضاء نمودند.

پلان پذيرفته شده دربرگيرندۀ مطالب زيرين ميباشد:

1-    عدم توسل مجدد طرف های درگير به زورگويی؛

2-    قطع ( توقف ) کامل مخاصمات؛

3-    تضمين امنيت راهها جهت رسانيدن کمک های بشرخواهانه؛

4-    بازگشت نيروهای گرجی به مواضع اولی شان؛

5-    بازگشت قوای روسی به خطوط اولی، درموقعيتهای که پيش از آغاز درگيریها دراوستيای جنوبی قرارداشتند ( تازمان ايجاد يک ميکانيزم بين المللی ، درحال حاضرقوای حافظ صلح روسيه به اقدامات امنيتی اضافی دست بزند) ؛

6-    گشودن باب گفتگوهای بين المللی دربارۀ پيدا کردن مد ل ( راههای ) تأمين ثبات و امنيت درابخازی و اوستيای جنوبی.

زمامداران درتبليسی دراول پلان آتش بس را به دليل واضح نبودن بسا اصطلاحات، رد نمودند.

درارتباط به مادۀ ( 5) رئيس جمهورفرانسه شرح داد که نيروهای صلح روسيه ، خارج ازسرحدات اوستيای جنوبی اجازۀ گشت وگذار را دارند.  Sarkozy علاوه کرد: « قوای روسی ميتواند صرف مستقيمآ درنزديکی های اوستيای جنوبی باشند و به هيچ صورت درتمام قلمروگرجستان حق ماندن و گشت و گذاررا ندارند. »

ولی اينکه جملۀ « مستقيمآ درنزديکی ها » چه مفهومی را افاده ميکند و کجاها را دربرميگيرد، اين مطلب ازهمان نخستين دقايق پذيرش پلان مورد اختلاف بود. مسکو ازيک منطقۀ حايل سخن گفت، ليکن رئيس جمهورفرانسه با ارسال نامه ای به سکا شيويلی، فقط ازگشت وگذارنيروهای صلح روسی، حرف زد.

پس از امضاء موافقتنامۀ آتش بس، مسکو اطلاع داد که به خروج قوايش ازداخل خاک گرجستان سرعت می بخشد؛ ليکن ميخواهد کنترول نقاط استراتژيک را دردست خود داشته باشد و به تعداد (500) نفرسرباز را درهشت پوسته درمنطقۀ حايل دراطراف اوستيای جنوبی مستقرسازد.

همزمان با اين اطلاعيه، تبليسی، ايالات متحده و فرانسه، روسيه را انتقاد نمودند که قرارداد آتش بس را نقض ميدارد و دراخراج عساکر ازمناطق داخلی گرجستان طفره ميرود. دراين ميان درواکنش به فشارهای بی ثمر و رفتاهای تهديد آميز اتحاديۀ اروپا و پيمان ناتو، روسيه به دفترمرکزی ناتو دربروکسل، ازفيصلۀ خود داير به لغو همکاری های مشترک با ناتو، خبرداد.

ناتو نيز بتاريخ 19/8/2008 تصويب نمود که سلسلۀ روابط مرتب خويش را باروسيه درچوکات شورای ناتو- روسيه تا آن زمان درحالت تعليق درمی آورد که قوای روسی بطورکامل ازگرجستان خارج شود.

درعين حال پيمان ناتو بتاريخ 21/8/2008 دربحيرۀ سياه به يک مانورنظامی دست زد که درآن واحدهای نظامی ازآلمان، ايالات متحدۀ امريکا، اسپانيا و پولند اشتراک ورزيده بودند. سخنگوی ناتو به رسانه ها گفت که اين تمرين ربطی به منازعۀ بين گرجستان و روسيه ندارد؛ بلکه ازقبل پلان شده بود.

جنرال Anatoli Nogowizyn معاون ستاد نيروهای مسلح روسيه، مانورنظامی ناتو را مورد انتقاد قرارداده، متذکرشد: مانورناتو کدام کمکی به تحکيم صلح و ثبات نميکند.

درگيرودارتبادلۀ الفاظ غيرديپلماتيک به آدرس های همديگر ( اتحاديۀ اروپا و پيمان ناتو درمقابل روسيه) پارلمان روسيه بتاريخ 25/8/2008 به اتفاق آراء فيصله نمود تا استقلال سياسی اوستيای جنوبی و ابخازی به رسميت شناخته شود و ازديمتری ميدوديف مطالبه کردند تا به اين فيصله قانونيت بخشد.

رئيس جمهور روسيه با اظهار اين مطلب که اتخاذ تصميم دررابطه به شناسايی رسمی استقلال سياسی ابخازی و اوستيای جنوبی کار آسانی نبود؛ اما دروضعيت فعلی جزهمين راه ، چارۀ ديگری وجود نداشت؛ به استناد قطعنامۀ شماره 1244 ماه جون 1999 ملل متحد، شناسايی استقلال سياسی هردو جمهوری را رسمآ اعلام نمود.

( تذکار: قطعنامۀ شماره 1244 ماه جون 1999 ملل متحد درارتباط به حل سياسی مشکل کوسوو (Kosovo) صادرشده بود. به اتکای محتويات قطعنامه، پارلمان کوسوو درپرستينا بتاريخ 17/2/2008 جدايی ازصربستان و استقلال سياسی خويش را اعلام نمود. با وجود اينکه درآن وقت، روسيه به نشست اضطراری شورای امنيت درخواست داد و فيصلۀ پارلمان کوسوو را غيرقانونی خواند؛ ولی با تمام اين همه جنجال ها ايالات متحدۀ امريکا و تعدادی ازدول غربی استقلال کوسوو را به رسميت شناختند. رئيس جمهور روسيه نيز با پيروی ازالگوی غربی ها درقضيۀ کوسوو، استقلال اوستيای جنوبی و ابخازی را به رسميت شناخت. )

پس از اين رويداد، گرجستان کليه مناسبات سياسی خود را با روسيه قطع کرد و کارمندان سفارت را ازمسکو فرا خواند و به ديپلمات های روسی وقت تعيين نمود تا خاک گرجستان را ترک گويند.

سکاشيويلی ازاتحاديۀ اروپا خواست تا برضد روسيه تحريم ها را وضع بدارند و کشورش منتظر دادن جزای مناسب به روسيه ميباشد. ليکن نمايندۀ فرانسه دراتحاديۀ اروپا به اطلاع رسانيد که درنشست دول عضو، هيچ گونه تحريمی برعليه روسيه وضع نمی گردد.

غربی ها ازاقدام روسيه انتقاد شديد بعمل آوردند:

رئيس جمهورامريکا عمل روسيه را غير مسؤولانه خواند؛  صدراعظم آلمان گفت که فيصلۀ روسيه غير قابل قبول است؛ فرانسه تاکيد نمود تا مسألۀ حفظ تماميت ارضی گرجستان درنظر گرفته شود؛ درسايۀ حمايت دنيای غرب گرجستان پافشاری به خرچ داد که شناسايی رسمی استقلال سياسی ابخازی و اوستيای جنوبی پايه و مفهوم حقوقی ندارد.

روسيه درواکنش به اين همه داد و فرياد ها، سفر آقای de Hoop Scheffer سکرترجنرال ناتو را به آن کشورکه بايست درماه اکتوبرصورت ميگرفت، فسخ اعلام نمود.

ديمتری ميدوديف دريک مصاحبۀ تلويزيونی اظهارداشت:

« ما ازهيچ چيزی هراس نداريم، حتی ازآغاز مجدد جنگ سرد نمی هراسيم، طبعآ چگونگی برخورد دردستان غرب ميباشد. » ميدوديف ازدولت های ديگر تقاضا بعمل آورد تا استقلال ابخازی و اوستيای جنوبی را به رسميت بشناسند. « آنها حق دارند تا سرنوشت خويش را بدست خود گيرند. »

بشارالاسد رئيس جمهور سوريه درديدار مورخ 20/8/2008 با رئيس جمهور روسيه دربحيرۀ سياه، از عملکرد روسيه پشتيبانی نمود.

                                    پايان

                              10- 9- 2008

 

روزنامه نگار افغان از بازداشت خود دروطن اش توسط نیروهای امریکایی،می گوید

11:04, Thursday, September 25, 2008 .. Link

 

روزنامه نگار افغان از بازداشت

 خود دروطن اش توسط نیروهای

 امریکایی،می گوید

یک روزنامه نگار افغان که به تازگی از زندان نیروهای آمریکایی مقیم  درمیدان هوایی بگرام آزاد شده، این نیروها را به بدرفتاری و شکجنه زندانیان متهم کرده است.

nn

جاوید احمد که برای یک تلویزیون کانادایی کار می کرد، یک سال قبل در قندهار، به اتهام ارتباط با طالبان توسط نیروهای امریکایی بازداشت شد.

او می گوید، مدت کوتاهی را در محل اقامت نیروهای آمریکایی در قندهار زندانی بود و بعد از آن به رندان اصلی این نیروها در بگرام انتقال یافت.

جاوید احمد می گوید، در هر دو زندان، به شدت تحت شکنجه قرار گرفت و در مواردی، تا چندین روز به او نان و آب و اجازه خوابیدن داده نشد.

نیروهای آمریکایی مستقر در میدان هوایی بگرام این ادعاها را بی اساس خوانده و گفته اند که شواهدی در دست ندارند که زندانبانان در این پایگاه، با افراد بازداشت شده چنین برخوردی داشته باشند.

'بدون نان و بدون آب'

جاوید احمد در مورد شبهایی که در زندان نیروهای آمریکایی در قندهار بسر برد، می گوید: "در زندان میدان هوایی قندهار، ۹ شب را سپری کردم. در این ۹ شب نه مرا اجازه می دادند بخوابم و نه به من غذا و آب می دادند. علاوه بر این در هنگام تحقیق مرا مورد لت و کوب قرار می دادند و سرم را به دروازه کانتینر می کوبیدند."

او می افزاید: "هنگامی که من به بگرام رسیدم هوا بسیار سرد بود. آنها (سربازان آمریکایی) مرا برهنه کردند و مجبورم کردند حدود شش ساعت در هوای سرد و برفی ایستاده شوم. دو بار به دلیل سردی هوا بی هوش شدم و هر بار که بی هوش می شدم از دستم گرفته دوباره مرا می ایستادند و زمانیکه مرا به داخل می بردند، مانند یک سگ از دستم گرفته و مرا می کشیدند. دست ها و پاهایم همه زخمی بودند، وضعیت خیلی بد داشتم."

جاوید احمد می گوید، سایر زندانیان در بازداشتگاه بگرام نیز در وضعیت مشابهی به سر می برند.

او می گوید در مواردی، زندانیان از سوی سربازان آمریکایی برهنه شده و در برابر سگ های وحشی قرار داده می شوند.

اما نیروهای آمریکایی مستقر درمیدان بگرام این ادعاها را به شدت رد می کنند.

یکی از نظامیان آمریکایی در این پایگاه به بی بی سی گفت: "ما چنین شواهدی نداریم که با زندانیان بدرفتاری شده باشد. و زمانی که شواهدی در این مورد وجود ندارد، واکنش ما هم در این مورد بی معنا خواهد بود."

در گذشته نیز بارها زندانیانی که اززندان های آمریکایی در افغانستان آزاد می شوند، ادعاهای مشابهی را در مورد برخورد این نیروها با زندانیان مطرح کرده بودند.

اما مقامات آمریکایی می گویند، با زندانیان براساس اصول بین الملل و موازین حقوق بشر برخورد می شود و موارد بدرفتاری در این زندانها وجود ندارد.

 

( درگيری نظامی و منازعۀ

12:18, Tuesday, September 9, 2008 .. Link

gh. arif

غفار حریف

 

( درگيری نظامی و منازعۀ

سياسی در گرجستان )

 

پيشينۀ موضوع وپيامدهای سياسی- اقتصادی ناشی از

رويدادهای اخير، درسطح منطقه و جهان

 

         ازچندی بدين طرف جرقه های آتش وقوع يک جنگ ويرانگردر جنوب قفقاز به مشاهده می رسد. زمامداران حاکميت دولتی درگرجستان چنين می پنداشتند که درسايۀ حمايت سياسی و نظامی ابرقدرت جهانی، قادراند که با توسل به زور و استعمال قوۀ نظامی، منطقۀ اوستيای جنوبی را درحيطۀ فرمانروايی خويش، نگهدارند.

     دولت گرجستان با دل بستن به همين پندارباطل، درشب روز پنج شنبه مورخ 7/8/2008  با تانک های زرهدار، توپخانۀ ثقيل وسايرسلاح های سبک و سنگين به اوستيای جنوبی هجوم برد. درساعت های بعد ازظهر مورخ 8/8/2008 نيروهای عسکری گرجستان، محلاتی را درنزديکی شهر Zchinwali پايتخت اوستيای جنوبی به شمول سه تپۀ مهم و استراتژيک به تصرف خود درآوردند.

   برطبق گزارش کارشناسان نظامی روسی حاضر درمحل، شهر Zchinwali درآتش سلاح ها می سوخت؛ شمار کشته ها ومجروحين در ميان شهروندان بی دفاع ملکی به صدها نفر بالغ می گرديد؛ ازاثراصابت مرمی های تانک و گلوله های توپخانه، تعدادی ازساختمانها فرو ريختند. حتی  نيروهای حافظ صلح روسی که يکجا با يک يک واحد نظامی از اوستيای جنوبی و گرجستان ازچگونگی رعايت مفاد قرارداد آتش بس سال 1992 نظارت می کردند، اززيانهای وارده توسط مهاجمين گرجی درامان نماندند.

    قبل از آغاز درگيری ها ، سفيرخاص فدراتيف روسيه ( Papow ) درمنطقه، بتاريخ 7/8/2008 تلاش به خرچ داد تا گروههای متخاصم را به پشت ميزمذاکره بکشاند؛ اما موفق نشد و نتيجه ای بدست نيامد.

  همان بود که نظاميان گرجی دست به سلاح بردند و بخاطر تأمين نفوذ سياسی ، حضورنظامی دايمی و علاقه مندی های اقتصادی دول مقتدر استثمارگر واستعمارطلب ( استعمارنو ) درحوزۀ بحيرۀ سياه وبحيرۀ کسپين، آتش جنگ را شعله ور ساختند.

    خانم Irina Gagoliewa  سخنگوی رسمی زمامداران دراوستيای جنوبی ازيک اتاق زيرزمينی دريک عمارت ويران در Zchinwali ، با استفاده از تلفون همراه به شنوندگان راديو ( Echo Moskwy ) رويدادهای جنگ را ميان نيروهای گرجستان و مدافعين هموطنش، گزارش ميداد. خانم Gagoliewa با صدای خسته و حزن آلود، پيوسته تقاضا بعمل می آورد: « روسيه: کمک- کمک، برای ما چند دقيقه يی بيش، تا نابودی کامل مان باقی نمانده است.»

     پس ازاقدام بی ثمر Papowنمايندۀ خاص روسيه، مرکزفرماندهی قوتهای روسی نيز با صدور اطلاعيه ای وارد ميدان شد و ازطرفين درگيرمطالبه نمود تا به برخوردهای نظامی پايان دهند ومذاکرات صلح را پيشه کنند. وليک ازاين تقلای مشابه چيزی بدرنمی آمد؛ زيرا سرنخ ها توسط ايالات متحدۀ امريکا و متحدينش درپشتيبانی ازتبليسی ازيکسو و فدراتيف روسيه درحمايت ازمردمی که (80) فيصد آنها پاسپورت روسی دارند، ازسوی ديگرکش ميشد و آنها به خرمن اين منازعه روغن وهيزم می ريختند.

      بی باوری های سياسی و پيچيدگی های تبادلۀ الفاظ، ناکارايی خودرا ثابت ساخت. درگيرودار آتشباری گرجستان دراوستيای جنوبی، رسانه های گرجی خبردادند که هواپيماهای روسی برحريم هوايی گرجستان در پروازهستند و شهرهای Gori ( 130 سال پيش، استالين درهمين جا بدنيا آمد ) و Kareli را که خارج ازساحۀ جنگ موقعيت دارند، بمبارد می نمايند. اين ادعای گرجستان را مقامات روسيه درآن واحد وبدون معطلی تکذيب کردند.

      بعد ازحملۀ گرجستان براوستيای جنوبی، شورای امنيت سازمان ملل متحد، موضوع را شامل آجندای بحث های داغ روزگردانيد؛ ليکن بنابر موجوديت فاصله ميان ديدگاههای اعضای دايمی شورای امنيت، قطعنامه به تصويب نرسيد.

      ايالات متحدۀ امريکا و حاکمان درتبليسی ، روسيه را مقصراصلی خواندند. درحاليکه روسيه، گرجستان را مسؤول درجه اول قضايا دانست. تشنج نظامی دراوستيای جنوبی، بالای اوضاع درابخازی واقع درسواحل بحيرۀ سياه که ازماه اپريل بدين طرف متزلزل است، تأثيرمستقيم گذاشت و نا آرامی ها را بدنبال آورد.

                   

                     پيشينۀ قضيه:

    به مقصد جلوگيری از اطالۀ کلام، دراين جا صرف به رويدادهای پس ازفروپاشی اتحاد شوروی، تماس گرفته ميشود. زيرا، بررسی تغييرات و تحولات تاريخی وسير انکشاف حوادث اجتماعی دراين منطقه، بويژه از قرن هجدهم ميلادی به بعد، بحث جداگانه ای را ميطلبد که ازحوصلۀ نبشتۀ حاضر خارج است:

     دردوران شوروی وقت، اوستيای شمالی بمثابۀ يک جمهوری خود مختار درچوکات تشکيلات فدراسيون روسيه بود و اوستيای جنوبی منحيث يک واحد اداری کاملآ خودمختاردرجمهوری گرجستان باقی ماند. درسال 1989 ، دراوج زمينه سازی ها برای سقوط شوروی توسط ميخائيل گرباچف و ادوارد شوارد نازی، درهمدستی و زد وبندهای آشکار و پنهان با ارتجاع جهانی و امپرياليسم ؛ پارلمان اوستيای جنوبی به جدايی کامل ازگرجستان رأی داد؛ ولی اين فيصله امکان تحقق عملی را پيدا نکرد.

    درسال 1991 با فروپاشی رسمی اتحاد شوروی، سياستمداران اوستيای جنوبی نيزگامهای نخستين را درراه حصول استقلال سياسی و بدست آوردن حق خود اراديت، برداشتند که منجر به تصادمات خونين نظامی بين طرفين منازعه، درمقاطع زمانی متفاوت گرديد.

    درسال 1992 به قول غربی ها، جدايی طلبان اوستيايی اعلان استقلال کردند و ازپی آن بازهم خون انسانهای بی شمار برزمين ريخت، ولی داعيۀ استقلال شکل رسمی بخود نگرفت.

     پس از جنگ وخونريزی، تخريب و ويرانی، سرانجام به وساطت دولتمردان روسيه، موافقتنامۀ آتش بس، بين گرجستان و اوستيای جنوبی به امضاء رسيد و مسؤوليت تضمين ازرعايت مفاد تعهدنامه بدوش فدراتيف روسيه گذاشته شد. به تعقيب اين پيمان، روسيه، گرجستان و اوستيای جنوبی، هرکدام يک يک گردان کوچک نظامی را برای اجرای ماموريت صلح تشکيل دادند که زيرنام قوای کشورهای مستقل مشترک المنافع فعال بودند.

 

              بالا گرفتن بحران قدرت طلبی درگرجستان:

    ادوارد شوارد نادزی شريک جرمی گرباچف درخيانت به ترقی و پيشرفت اجتماعی که درخدمت مزدورصفتانه به منافع سياسی و استراتژيک ارتجاع جهانی و امپرياليسم و پياده نمودن مرحله به مرحلۀ پلان ها و پروگرام های دنيای غرب، پيمان ناتو و دولت اسرائيل، از سوی دستگاههای جهنمی استخبارات دول غارتگر وسازمان موساد، مفتخربه دريافت مدال ها، تقديرنامه ها وجوايزنقدی و جنسی شده بود، با ازدست دادن چوکی وزارت خارجۀ اتحاد شوروی بعد ازفروپاشی، درفعل وانفعالات سياسی بعدی به منصب رياست جمهوری گرجستان رسيد.

 درزمان تصدی شوارد نادزی درمقام رئيس دولت، بنابرانعطاف ناپذيری سکانداران قدرت، ميانۀ سياسی بين گرجستان- اوستيای جنوبی و ابخازی ،برسرمسآلۀ استقلال طلبی، پيچيده ترشد و روز بروز دامنۀ اين مشکل افزايش می يافت وآتش درگيری های نظامی زبانه می کشيد. مزيد براين، درجانبداری ازطرف های متخاصم، مداخلۀ خارجی نيز نقش خودرا درازدياد نا آرامی ها داشت.

   شوارد نادزی درماموريت داده شده ازسوی انحصارات غربی بسيار خوش درخشيد (!) و وظايف خود را با سرسپردگی به دنيای سرمايه، به وجه احسن انجام داد. اما بنا برکبرسن و پايين آمدن سطح توانايی کاری اش، ديگر به درد بخورنبود؛ بايست هرچه زودتر با جابجايی مهرۀ جديد و نيروی کارجوان و تازه نفس، تعويض ميشد.

   اين چهرۀ جديد درسياست گرجستان، ميخائيل ساکاشویلی نام داشت.

   دراصل قصرسفيد، شرايط را طوری عيار ساخت که رهبر آيندۀ مملکت درگرجستان، ازپهلوی راست زمامدار کهنه پيخ سربلند کند!

   ميخائيل ساکاشویلی( Michail Saakaschwili ) درايالات متحدۀ امريکا دررشتۀ حقوق تحصيل نموده و پس از فراغت از آموزش دانشگاهی، درشهرنيويارک دفتر وکيل مدافع دعوی حقوقی گشود.

    قرارمعلومات منتشره دررسانه های گروهی غربی ، او به زبانهای گرجی، اوکراينی، روسی، انگليسی و فرانسوی صحبت کرده ميتواند وهمسر هالندی دارد.

     ساکاشویلی برطبق يک نقشۀ ازقبل طرح ريزی شده به گرجستان بازگشت و با کسب عضويت درحزب سياسی به رهبری ادوارد شوارد نادزی، صفحۀ زندگی سياسی خويش را درداخل کشور رقم زد و قدم به قدم ازحمايت ، پشتيبانی و تشويق منشی حزب و رئيس دولت برخوردار گرديد.

     درسال 2000 ، شوارد نادزی با کلان دستی درحق ساکاشویلی ، ازخود سخاوت نشان داد و اين چهرۀ جذاب را بحيث وزيرعدليه مقرر کرد. درآن وقت اوضاع داخلی درگرجستان بسيار خراب بود ؛ مردم درفقرکشنده حيات بسرمی بردند؛ اقتصاد ورشکسته و بيمار بود؛ فساد مالی و اداری دردستگاه دولت بيداد داشت؛ استفاده جويی مقامات از دارايی های عامه به اوج خود رسيده بود.... درچنين حالت وزير عدليۀ نوتقرراعلام نمود که درمقابل اين همه نا بسامانی ها به مبارزه برمی خيزد.

    درجريان مبارزه برضد مفاسد که اساسآ جنگ برسر کسب قدرت بود، روابط شوارد نادزی با ساکاشویلی  به تيرگی گراييد. استاد بزرگ، شاگرد وفادار ولی احسان فراموش را ازپشتيبانی و حمايت خود محروم ساخت و درمقابل ، شاگرد نيز به يکی ازمنتقدين گريبان دريدۀ پدرمعنوی و خاطرخواه خود بدل گرديد تا اينکه شاگرد نيزبرمسند استاد جلوس کرد.

     پنج سال قبل از امروز، ساکاشویلی  رهبری انقلاب يک شاخۀ گل گلاب را برضد شوارد نادزی بدست گرفت و معترضين درپيشاپيش آنها شاگرد وفاداربا شاخه های گل گلاب دردستان شان، داخل پارلمان شدند و تهداب آغاز سقوط حاکميت و فرمانروايی يک دوست نا کار آمد و فرسودۀ بدقسمت و موريانه خوردۀ جهان غرب را که درگذشته، درمواقع خيلی حساس، نهايت سودمند واقع شده بود، گذاشتند.

   ( تاريخ کشورما نيز خاطرات نهايت اندوهبار و خونين اين گونه شاگردان وفادار ساخت سازمان سياه را که بخاطرانجام وظايف سپرده شدۀ باداران شان ، گلوی استادان و پدران معنوی خويش را تا آخرين نفسهای زندگی فشرده اند، درصفحاتش ثبت کرده است.)

    درنتيجۀ تظاهرات دوامدار و اعتراضات پيهم ناراضيان رژيم، شوارد نادزی جبرآ ازقدرت بزيرانداخته شد و درجنوری 2004 ، ساکاشویلی  مراسم تاج پوشی را بجا آورد.

    رئيس جمهورجديد گرجستان درسرلوحۀ سياست خارجی خويش، رسيدن به هدفهای آتی را قرارداد:

  - نزديکی بی چون وچرا با واشينگتن ؛

  - طرفداری بدون قيد و شرط ازسياستها و پروگرامهای جهان غرب ؛

  - جهد بی پايان برای کسب عضويت در پيمان ناتو.

     واما قضاوت تاريخ بيرحم است ! دوست و دشمن را نمی شناسد ! ملاک قضاوت، عملکرد افراد درپراتيک زندگی ميباشد ! مظلوم نمايی ها نميتواند حقيقت را بپوشاند !

   ساکاشویلی  که بخاطردفاع از آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، درنظر گرفتن خواسته های برحق مردم و پيشرفت اقتصادی کشورش نعره ميکشيد و از پشتيبانی مولای بزرگش برخورداربود، درمسند قدرت نيمرخ زشت، خشونت آميز و ننگين خود را به نمايش گذاشت:

    رئيس جمهور وفادار به دنيای غرب درگرجستان، درسال 2007 يعنی چهارسال بعد ازنصب شدن درمقام، بدليل اينکه دستاوردی نداشت و چانتۀ اعمالش تهی ازمحاسن دولت داری بود، باخشم مردم روبروشد. چهرۀ سياسی دوست داشتنی جهان آزاد (!) درلباس شامپيون دموکراسی (!) مارش اعتراضی مدافعين دموکراتيزه کردن حيات اجتماعی را بزور بازوی چماق داران و با پخش گاز اشک آور، سرکوب کرد و با يک ژست پيشگيرانه، بمقصد خموش ساختن صدای اعتراض مردم و جلوگيری ازبالا گرفتن موج تظاهرات، حالت اضطرار را درکشور نافذ گردانيد. با ختم وضعيت فوق العاده و برگذاری پيش ازموعد انتخابات رياست جمهوری درماه جنوری 2008 ، با وارد آوردن فشار بالای رأی دهندگان و دستکاری درپروسۀ رأی دهی و شمارش آراء ، قدرت را مجددآ غصب کرد.

   

  انگيزه های بوجود آمدن بحران موجود:

  

    در نشست رهبران دول عضو پيمان ناتو در بخارست، روی مسألۀ پذيرش گرجستان به اين پيمان، بحث بعمل آمد وچراغ سبزروشن گرديد. کشورهای اروپايی عضو اين اتحاد نظامی، شروع مذاکرات با تبليسی را وابسته به پيداکردن يک راه حل قابل قبول برای همه جوانب ذيعلاقه در مسألۀ اوستيای جنوبی و ابخازی دانستند.

    درعين زمان ولادميرپوتين رئيس جمهور وقت روسيه درنيمۀ ماه اپريل 2008 تصميم رهبران دول را مبنی برقبولی عضويت گرجستان درپيمان ناتو، ناديده گرفتن علاقه منديهای روسيه و زيرپا کردن منافع مردم فدراتيف روسيه، پنداشت. بدين لحاظ اندکی پس ازاين رويداد با اوستيای جنوبی و ابخازی مناسبات ديپلماتيک برقرارنمود، که در واقعيت امر مفهوم شناسايی رسمی را ميرسانيد.

    اقدام سياسی نمادين پوتين خشم ساکاشویلی  را برانگيخت و با عجله وارد ميدان قدرت نمايی شد. اصلآ سياست بازان درگرجستان، زمانی خواب آرام خود را درخطر يافتند که 89 فيصد مردم اوستيای جنوبی درجريان يک همه پرسی درسال 2006 خواهان استقلال سياسی خويش گرديده بودند.

    دراين حالت ساکاشویلی  درمشوره با دوستان امريکايی، ضرورديد تا اقدامی را درپيش گيرد، که ازپيامد آن ترحم دول اروپايی عضو ناتو جلب و قناعت آنها فراهم ساخته شود ونيز اين باور بوجود آيد که گرجستان معروض به خطراست و بايد به پروسۀ پيوستن آن کشور دراتحاديۀ اروپا و پيمان ناتو، سرعت داده شود و به درخواست قبولی گرجستان شرايط سخت گيرانه وضع نگردد. بدين لحاظ گرجی ها با تحرکات عسکری، حضورنظامی خود را درسرحدات با اوستيای جنوبی و ابخازی قوی ساختند و بروز اختلاف با روسيه را با پلان و پروگرام شده دامن زدند.

     پيش ازلشکرکشی به اوستيای جنوبی، رئيس جمهورگرجستان با طرح يک پلان چنان نشان داد که اين مشکل ميتواند ازطريق انجام مذاکرات راه حل خودرا پيداکند. دراين پلان برای اوستيای جنوبی و ابخازی، خود مختاری کامل و تأسيس زون ويژۀ اقتصادی به اشتراک روسيه و بازگشت کليه آواره گان جنگ، درنظرگرفته شده بود.

    طرح پيشنهادی ساکاشيويلی، طرف تأييد و پشتيبانی جهان غرب و همچنان جمهوری های سابق اتحاد شوروی درحوزۀ بالتيک (ليتوانی-لتونی- استونی )، اوکراين و پولند، که همه متحد غرب هستند، واقع شد. ازجمله وزيرخارجۀ آلمان  فرانک والتراشتاين ماير، بخاطر تحقق واريانتهای قابل قبول اين پلان، بتاريخ 7/ 8 / 2008 به تبليسی وسپس به ابخازی سفرنمود و تلاش بخرچ داد تا با دستان پر منطقه را ترک گويد؛ اما انکشاف حوادث چيزديگری را به نمايش گذاشت.

    دليل دست يازيدن وزيرخارجۀ آلمان به ابتکارات صلح آفرين، اين بود که دولت آلمان فدرال ازسال 2003 بدين طرف، هماهنگ کنندۀ فعاليتهای يک شورا بنام " گروپ دوستان سرمنشی ملل متحد برای گرجستان" ميباشد. اين گروپ دوستی درآخرين سال دورۀ زمامداری ادوارد شوارد نادزی، درمرحله ای که خطر اوج گيری بحران داخلی و مسابقۀ غير دوستانۀ قدرت طلبی، گرجستان را تهديد ميکرد، بوجود آمد. ايالات متحدۀ امريکا، فدراتيف روسيه، فرانسه و انگلستان اعضای آن هستند. درچوکات اين نهاد، کوشش های متعددی صورت گرفت تا پروسۀ مذاکرات بين گرجستان و اوستيای جنوبی و گرجستان و ابخازی برقرار گردد.

     وزيرخارجۀ آلمان دراقدام اخيرخود يک پلان سه قدمه يی را بغرض حل صلح آميزمنازعه و برگشت آرامش درمنطقه، طرح ريزی کرد. مطابق اين پلان، درگام اول بايست فضای اعتماد متقابل ميان طرفهای درگيراحياء می شد، بعدآ کار روی پروژه های بازسازی آغازمی يافت و به تعقيب آن زمينۀ حل نهايی مشکلات درپشت ميزمذاکره فراهم ميگرديد.

    کشورهای عضو گروپ دوستی، پشتيبانی عام و تام خود را ازانديشه های وزيرخارجۀ آلمان اعلام نمودند؛ ليکن پلان مطروحه، گروههای متخاصم را درمنطقه، راضی ساخته نتوانست. بخصوص گرجستان و ابخازی آن را نه پذيرفتند؛ ازاين جهت تماسهای مستقيم اشتاين ماير با رهبران استقلال طلب وهم با تماميت خواهان گرجی، بی نتيجه پايان يافت.

 

واکنشهای دوست و د شمن طرفين منازعه درقبال حوادث اخير:

  رئيس جمهورگرجستان پس از هجوم نيروهای گرجی بالای اوستيای جنوبی، دريک بيانيۀ رسمی چنين اظهارداشت: « حملۀ نظامی به هدف الحاق دوبارۀ اوستيای جنوبی بخاک گرجستان، يگانه راه بود تا کشوررا ازخطرتجزيه شدن نجات ميداديم.»

   دمیتری مدویدیف رئيس جمهور و ولاديميرپوتين صدراعظم فدراتيف روسيه، درنخستين عکس العمل ها گفتند: « وحشت نظامی گرجستان بدون مجازات باقی نخواهد ماند.»

   ساکاشویلی  بتاريخ 9/ 8/ 2008  ازطريق رسانه های خبری به اطلاع رسانيد:« من يک فرمان را دررابطه به اعلام حالت جنگ توشيح کردم.» وليک دست بالای قدرت نظامی روسيه روی آتش بلند پروازی های رئيس جمهورگرجستان، آب سرد پاشيد و وی را ناچارساخت که در ساعات بعد ازظهرهمان روز( 9/8/2008 ) پيشنهاد آتش بس را ارائه نمايد.

   وزيرخارجۀ آلمان به تعقيب شکست مساعی ميانجی گرانه خويش در مسکو و تبليسی برسرقضيۀ ابخازی ، دربارۀ حوادث جنگی اخير چنين گفت: « درپيش روی ما خطربالاگرفتن يک آتش سوزی بی نهايت مدهش قراردارد.»

   حکومت موجود درآلمان که ازيک ائتلاف دوحزب بزرگ ساخته شده، درقضاوت خود درمورد رويدادهای جاری درگرجستان دچار دودستگی می باشد:

    خانم انگلا مرکل رئيس حزب دموکرات مسيحی و صدراعظم آلمان به نسبت وفاداری و سرسپردگی به ايالات متحدۀ امريکا، ازسياستهای رئيس جمهورگرجستان طرفداری بعمل آورد. برعکس، ديدگاههای فرانک اشتاين ماير وزيرخارجۀ آلمان و عضو هيأت رهبری حزب سوسيال دموکرات، با نظريات رهبران روسيه نزديک است.

   به گونۀ سياست مداران درآلمان، ساير دول عضو اتحاديۀ اروپا در قضاوتهای خويش دردوراهی انتخاب درست برخورد به اين موضوع، سرگردانی ميکشند، نظرمشترک ندارند و درسياست خارجی يک تصوير متفاوت را ارائه می نمايند:

   کارل بلد وزيرخارجۀ سويدن رفتار روسيه را با سياست اشغال گرانۀ نازی ها به مقايسه گرفت؛ برنارد کوشنر وزيرخارجۀ فرانسه گناه مشکلات بوجود آمده را بصورت يکسان بالای هردوطرف تقسيم کرد. اودر روزنامۀ ( Le journal du Dimanche ) چنين شرح داد :

« من درارزيابی خود راجع به گرجستان مرتکب خطای بزرگی شدم و پاسخ روسها به تحرکات جنگی گرجی ها نيزنامناسب و نادرست بود.»

   رؤسای جمهور کشورهای حوزۀ بالتيک، رئيس جمهور اوکراين و رئيس جمهور پولند در يک سفر يکجايی به نشانۀ همبستگی با گرجستان ازتبليسی ديدن کردند، رهبر پولند حتا درهمين جا تهديد کرد که جنگ را برضد روسيه آغاز ميکند؛ اما Vaclavklaus رئيس جمهورچک در نظريات خود ازرهبران جمهوری های حوزۀ بالتيک و رئيس جمهور پولند فاصله گرفت و در راديو Cesko با اين عبارات ابرازنظر کرد:

  « دراين روزها متهم کردن روسيه منحيث يگانه منبع خشونت، آشکارا به يک مود بدل شده است.»

    اتحاديۀ اروپا درحال حاضر سعی دارد تا توجه روسيه را به اين نکته جلب نمايد که به سرحدات معينۀ گرجستان آسيب نرسد. دراين جا بازهم موضوع برمحورعلاقه مندی های جيو استراتژيک می چرخد و خط اختلاف ميان ايالات متحدۀ امريکا و فدراتيف روسيه را برسرمسألۀ در دست داشتن هژمونی درمنطقه، درخود منعکس می سازد. دراين حالت، دراين درگيری پيمان ناتو ( به علت عضويت امريکا ) نسبت به اتحاديۀ اروپا از وزنۀ سياسی بيشتر برخوردار است.

    رئيس جمهور فرانسه که رياست دوره يی اتحاديۀ اروپا را به عهده دارد، درسفرهای ديپلماتيک خويش به مسکو و تبليسی، تلاش بخرچ داد تا ازطريق گفتگوهای سياسی به اين مشکل يک راه حل پيدا کند.

 اوانتظار صدور قطعنامۀ شورای امنيت را ميکشيد که به استناد آن امکان اعزام ناظران وعساکر حافظ صلح ازسوی اتحاديۀ اروپا، ميسرميگرديد.

   de Hoopscheffer سکرترجنرال ناتو، درنشست فوق العادۀ وزرای خارجۀ 26 کشورعضو، ضمن انتقاد شديد ازروسيه، اظهارداشت:

  « روسيه بخشهايی ازخاک يک ملت مستقل را اشغال کرده است.» دراين جلسه، ناتو ادامۀ همکاری های مشترک را با روسيه وابسته به خروج عساکر روسی ازگرجستان دانست و ديدارهای رسمی نمايندگان را درشورای ( ناتو- روسيه ) فسخ اعلام نمود.

   سرگی لاورو وزيرخارجۀ روسيه ازروش و تصميم ناتو درقبال اين مسأله انتقاد بعمل آورد و خاطرنشان ساخت که اين پيمان با دنبال کردن سياست ضد روسی، ازوحشت و جنايات گرجستان پشتيبانی می نمايد. افسران روسی در يک عکس العمل شديد ديگر، ازعدم سهمگيری روسيه دريک مانورنظامی مشترک با ناتو دربحيرۀ شرقی ( واقع درشهر روستوک درشمال آلمان ) خبردادند.

    الکساندراشتوب وزيرخارجۀ فنلاند ورئيس دوره يی سازمان امنيت و همکاری های مشترک دراروپا ( O S Z E ) پس ازسفر به مسکو و ديدار با رهبران در کاخ کرملين اعلام نمود که روسيه به اعزام 20 نفر ناظر نظامی اروپايی به منطقه، توافق نشان داده است. اشتوب ميخواهد به اين موفقيت دست يابد که تعداد ناظران نظامی را به 100 نفر افزايش دهد و مدت ماموريت آنها برای ششماه باشد. دراساس وزير خارجۀ فنلاند يکجا با وزيرخارجۀ فرانسه، قرارداد آتش بس ترتيب داده شده ازسوی اتحاديۀ اروپا را که بتاريخ 11/8/2008 به امضاء ساکاشویلی  رسيده بود، به مسکو بردند تا روسيه را تشويق به پذيرش و امضاء عهد نامه نمايند.

    شورای امنيت ملل متحد درنشست مورخ 10/8/2008 بنابه درخواست گرجستان، پيرامون برخورد های نظامی در اوستيای جنوبی، بحث نمود که درجريان آن مجادلۀ شديد لفظی ميان ويتالی چورکين نمايندۀ دايمی روسيه و زلمی خليل زاد نمايندۀ دايمی ايالات متحدۀ امريکا درآن سازمان بوجود آمد. خليل زاد درتبادلۀ سخنان تند و تيز به آدرس همتای روسی خويش ادعا نمود که روسيه ازخط قرمز گذشته وبا کمپاين ترورميخواهد حکومت دموکرات ومنتخب را درتبليسی سرنگون کند.

   درمقابل چورکين اظهارات نمايندۀ امريکا را بی اساس، دورازواقعيت و غيرقابل قبول خواند و با يک ضد حمله توجه حاضرين را به اين مطالب جلب کرد: « تغييردادن حکومت ها، روش سياسی و انديشۀ نظامی خالص امريکايی می باشد.» ، « رويدادها و عملکردهای امريکايی ها در عراق، افغانستان وصربستان به همه مردم جهان معلوم است.»

   ادارۀ بوش درواشينگتن درنخستين واکنشها به اين جنجال پيش آمده، اين فرضيه را به ميدان کشيد که کرملين الی کنارزدن ساکاشویلی  از قدرت، آرام نمی نشيند. رئيس جمهورگرجستان قبل ازتهاجم نظامی به اوستيای جنوبی، خواب حمايت نظامی ازسوی حکومت بوش را درسر می پرورانيد. دراصل انتظار وی بيجا هم نبود، زيرا گرجستان درزمان اشغال عراق توسط امريکا، درجبهۀ واشينگتن قرارداشت و به تقاضای بوش مبنی براعزام قوا، لبيک گفت. گرجستان سومين کشوری بود که تعداد بيشترعساکربه عراق فرستاد.امريکايی ها سربازان گرجی را ( بروز مبادا ) آموزش نظامی دادند وبا تسليحات مدرن مجهزساختند. ازاين رو زکاشيويلی با اعتقاد راسخ روی پشتيبانی نظامی ايالات متحدۀ امريکا محاسبه ميکرد و رهبران فدراتيف روسيه نيز در آرزوی برداشتن چنين گامی ازطرف امريکا بودند.

    حکومت بوش برخلاف خيال خام زکاشيويلی ازهمان آغاز مرحله صرف به بچه ترسانک ها، اکتفا نموده و روسيه را تهديد کرد که هرگاه به جنگ پايان ندهد، منتظر عواقب وخيم آن باشد.

    کارشناسان بين المللی ازشروع بحران، حملۀ نظامی ايالات متحده را بالای روسيه به نشانۀ همبستگی با گرجستان، بعيد ازامکان ميديدند و تحليل گران نظامی درايالات متحده، درگيرشدن مستقيم کشورشان را در اختلافات موجود، دامن زدن به يک آتش جهانی و بازگشت به شرايط جنگ سرد پنداشتند.

    واما کليه نظريه پردازان سياسی بخاطردارند که ايالات متحدۀ امريکا ازروز سم پاشی بالای افکارمردم گرجستان با حيله گری حمايت" از انقلاب شاخۀ گل گلاب" ، درکنار ساکاشویلی  قراردارد ودسته های مشاورين نظامی امريکايی درگرجستان مصروف خراب کاری وبربادی منافع توده ها درآن منطقه هستند.

   سخنان جورج بوش رئيس جمهور امريکا دايربراينکه رفتار روسيه در گرجستان " نامناسب، غيرقابل قبول و وحشيانه " است و همچنان تهديد های ديک چينی معاون رئيس جمهورکه " وحشت روسها بدون جواب باقی نخواهد ماند" فقط جملات بی مفهومی بودند، که ميتوانند تنها روی روابط مسکو و واشينگتن تأثير منفی بگذارند.

    روزنامۀ نيويارک تايمز نوشت: « هرچند امريکا ، گرجستان را متحد نيرومند خود دربلاک کشورهای اتحاد شوروی سابق می بيند، ليکن همه چيز را بخاطر دفاع ازگرجستان درمعرض خطر نمی گذارد. زيرا واشينگتن به روسيه درقضايای خيلی ها بزرگ مثلآ ايران نياز اشد دارد.»

      جان ميکن کانديدای رياست جمهوری ازحزب جمهوری خواه در صحبت های خويش درجريا ن مبارزات انتخاباتی، خارج کردن روسيه را ازاتحاد دول( G-8) مطرح ساخت و ازحزب دموکرات تقاضا بعمل آورد تا ازاين خواسته پشتيبانی کنند. ميکن ازروسيه خواست تا بصورت فوری و بدون قيد وشرط عمليات نظامی را توقف دهد ونيروهای خود را ازجمهوری مستقل گرجستان خارج سازد.

   بارک اوباما کانديد رياست جمهوری ازحزب دموکرات،

.3+ روسيه را محکوم نمود که با بحرانی ساختن شرايط اوضاع را متشنج ميگرداند.

                                                           ادامه دارد

 

 

کرزی در شیندند: "اختیار این خاک از من است"

09:08, Friday, September 5, 2008 .. Link

کرزی در شیندند: "اختیار این

 خاک از من است"

رئیس جمهور افغانستان در سفر به جنوب هرات، با فامیل های قربانیان حمله هوایی اخیر در ولسوالی شیندند، ابراز همدردی کرد.

 

01

در حمله هوایی نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا به قریه عزیزآباد ولسوالی شیندند، به گفته مقام های مسئول، حدود نودغیرنظامی شامل زنان و کودکان کشته شدند. اما منابع ائتلاف می گویند فقط هفت غیرنظامی در این حمله کشته شده اند

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان که در یک سفر ناگهانی وارد ولسوالی شیندند شده بود، با بازماندگان حمله هوایی اخیر دیدار کرد.

آقای کرزی را در سفر به ولسوالی شیندند، شماری از اعضای کابینه و نمایندگان مردم در پارلمان افغانستان همراهی می کردند.

رئیس جمهور افغانستان در دیدار با مردم شیندند و بازماندگان حمله هوایی نیروهای ائتلاف گفت: "من درباره علت این حادثه تحقیق می کنم و به آنان (مسئولان این حادثه) جزا داده خواهد شد."

'اختیار این خاک از من است'

02

" به خارجی ها فشار آوردم و گفتم که اجازه عملیات خودسرانه و ورود به خانه های مردم را ندارید، این خاک از من است و اختیارش نیز از من خواهد بود."

(از ارشادات عالمانه رئیس جمهور)

 

آقای کرزی با اشاره به تلفات سنگین غیرنظامیان در حادثه شیندند گفت از پنج سال پیش برای جلوگیری از چنین حوادثی همواره تلاش کرده است اما موفقیتی در این زمینه نداشته است.

رئیس جمهور افغانستان درباره اقداماتش پس از عملیات هوایی نیروهای ائتلاف در ولسوالی شیندند گفت: "من در همان روز دو فرمانده ارتش را برکنار کردم، کارهای مهم دیگری هم انجام دادم و به خارجی ها فشار آوردم و گفتم که اجازه عملیات خودسرانه و ورود به خانه های مردم را ندارید، این خاک از من است و اختیارش نیز از من خواهد بود."

رئیس جمهور افغانستان به بازماندگان حمله هوایی عزیزآباد وعده داد تا برای آنان شهرکی را به نام "شهرک شهیدان عزیز آباد" احداث خواهد کرد و برای آنان زمین زراعتی نیز خواهد داد و تمام بازماندگان قربانیان این حادثه را به حج خواهد فرستاد.

رابطه با خارجی ها

آقای کرزی همچنین گفت که روابط دولتش با "خارجی ها" پس از حادثه شیندند خراب شده است.

رئیس جمهور افغانستان افزود که جورج بوش رئیس جمهور آمریکا نیز روز گذشته طی یک تماس تلفنی به خاطر حادثه شیندند ابراز تاسف و همدردی کرده است.

این دومین بار است که رئیس جمهور افغانستان به منظور ابراز همدردی با بازماندگان حمله هوایی نیروهای ائتلاف شخصاً در محل حضور می یابد.

او سال گذشته نیز پس از حادثه مشابهی در ولسوالی شیندند به کشته شدن حدود سی غیرنظامی انجامید، وارد این ولسوالی شد و ضمن ابراز همدردی با بازماندگان حمله مذکور به آنان وعده کرد که جلوی چنین حوادثی را در آینده خواهم گرفت.

رئیس جمهور افغانستان در حالی وارد ولسوالی شیندند شد که روز گذشته نیروهای ائتلاف یک بار دیگر بر کشته شدن سی تا سی و پنج شورشی و پنج تا هفت غیرنظامی در بمباران هوایی قریه عزیزآباد ولسوالی شیندند کشته شده اند.

 

معاون رئیس جمهور آمریکا وارد

07:07, Wednesday, September 3, 2008 .. Link

معاون رئیس جمهور آمریکا وارد

آذربایجان شد

معاون رئیس جمهور آمریکا برای ملاقات و مذاکره با رهبران جمهوری آذربایجان به این کشور سفر کرده است.

روز چهارشنبه 3 سپتامبر ، دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا، در نخستین مرحله از سفر خود به تعدادی از جمهوری های سابق اتحاد شوروی وارد باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان شد و قرار است پس از گفتگو با مقامات این کشور عازم گرجستان و اوکراین شود.

 

01

آقای چنی عالیرتبه ترین مقام دولت آمریکاست که از زمان آغاز مناقشه روسیه و گرجستان از منطقه قفقاز دیدن می کند و انتظار می رود در جریان این سفر، بر حمایت کشور خود از گرجستان تاکید کند.

معاون رئیس جمهور آمریکا پس از گرجستان، برای دیدار با ویکتور یوشچنکو، رئیس جمهور اوکراین که از طرفداران روابط نزدیک با غرب محسوب می شود، عازم آن کشور خواهد شد.

دفتر رئیس جمهور آمریکا گفته است که دیک چنی در جریان دیدار از باکو با الهام علی‎یف، رئیس جمهور آذربایجان، در مورد وضعیت منطقه از جمله بحران ناشی از عملیات نظامی روسیه علیه گرجستان مشورت می کند.

2

به نقل از منابع دولتی آمریکا گزارش شده است که ایالات متحده در نظر دارد در خلال چند سال آینده، مبلغ یک میلیارد دلار را برای بازسازی آسیب های ناشی از جنگ اخیر در اختیار گرجستان قرار دهد.

سفر آقای چنی به کشورهایی که دولت روسیه آنها را بخشی از حوزه نفوذ خود محسوب می کند در حالی صورت می گیرد که بحران ناشی از مناقشه گرجستان باعث سردی روابط ایالات متحده و روسیه شده است.

روز سه شنبه، دمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه، آمریکا را متهم کرد که به میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان، برای دست زدن به هر اقدامی، از جمله اقدام نظامی، مجوز بی چون و چرا داده بود و افزود که این مجوز به "تجاوزگری" گرجستان انجامید.

3

سفر آقای چنی به اوکراین، یکی دیگر از جمهوری های اتحاد شوروی سابق هم بی تردید باعث ناخرسندی روسیه می شود زیرا رئیس جمهور اوکراین، همانند دولت گرجستان، خواستار پیوستن این کشور به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی - ناتو - بوده است.

بحران گرجستان و حضور آمریکا

بحران گرجستان از روز 7 اگست و با عملیات ارتش گرجستان برای باز پس گیری منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی، واقع در سرحد روسیه، آغاز شد و عکس العمل نظامی شدید روسیه را در پی آورد.

دولت روسیه با متهم کردن نیروهای گرجستان به کشتار اهالی اوستیای جنوبی، واحدهای نظامی خود را به منطقه اعزام داشت و هدف از این اقدام را حمایت از شهروندان روسی مقیم اوستیای جنوبی اعلام داشت.

در ادامه این عملیات، روسیه بخش هایی از خاک گرجستان را به اشغال نظامی خود در آورد و سپس استقلال دو منطقه جدایی طلب آبخاز و اوستیای جنوبی از گرجستان را به رسمیت شناخت، اقدامی که از سوی ایالات متحده و کشورهای غربی به شدت تقبیح شد.

به گفته کارشناسان، دولت آمریکا در نظر دارد در جریان سفر آقای چنی نشان دهد که کشورهایی را که با پیگیری سیاست متمایل به غرب با خطر واکنش خصمانه روسیه مواجه شده اند به حال خود رها نخواهد کرد.

همچنین، دو کشور آذربایجان و گرجستان از نظر اقتصادی، به خصوص در شرایط کنونی بازار نفت، برای آمریکا اهمیت قابل توجهی دارند.

خط لوله باکو- تفلیس - جیحان، با عبور از خاک گرجستان، نفت آذربایجان را به بندر جیحان در سواحل ترکیه در دریای مدیترانه انتقال می دهد.

انتقال نفت از این خط لوله، که حدود 1800 کیلومتر طول دارد، در سال 2005 آغاز شد و امکان صدور نفت حوزه نفتی جنوب باکو را بدون عبور از خاک روسیه فراهم آورد.

در جریان جنگ گرجستان، مقامات دولت این کشور ارتش روسیه را متهم کردند که در صدد منفجر کردن این خط لوله است اما در طول جنگ، آسیبی به این تاسیسات نرسید.

در عین حال، براساس برخی گزارش ها، دولت آذربایجان تصمیم گرفته است بخشی از نفت ارسالی از خط لوله باکو - جیحان را با استفاده از خط لوله دیگری که از خاک روسیه عبور می کند به بازارهای جهانی صادر کند و دلیل این تصمیم را اطمینان از ادامه صادرات نفتی خود با توجه به شرایط گرجستان اعلام کرده است.

معاون رئیس جمهوری آمریکا پس از دیدار از آذربایجان، گرجستان و اوکراین به ایتالیا سفر خواهد کرد.

(بی بی سی)

 

جبهه بندی بین المللی در برابر بحران گرجستان

07:07, Wednesday, August 27, 2008 .. Link

جبهه بندی بین المللی در برابر بحران گرجستان

 

تصمیم روسیه در شناسایی استقلال دو منطقه تحت حاکمیت گرجستان به تلاش غرب برای تحت فشار قرار دادن روسیه و اقدام روسیه در مقابله با این فشارها منجر شده است.

روز چهارشنبه، 27 اگست دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، برای آنچه که ایجاد ائتلافی برای مقابله با تجاوزگری روسیه می خواند عازم کیف، پایتخت اوکراین، شد تا با ویکتور یوشچنکو، رئیس جمهور، و سایر مقامات ارشد این کشور دیدار و گفتگو کند.

 

nn1

میلیبند در صدد تشکیل ائتلاف بین المللی علیه "تجاوزگری روسیه" در گرجستان است

دولت اوکراین همانند گرجستان متقاضی عضویت در سازمان پیمان اتلانتیک شمالی - ناتو - بوده در حالیکه روسیه با چنین اقدامی به شدت مخالفت ورزیده و گسترش ناتو به شرق و عضویت این دو جمهوری اتحاد شوروی سابق در ناتو را تهدیدی برای امنیت خود دانسته است.

 

nn2

امید ویکتور یوشچنکو برای پیوستن به ناتو مورد حمایت تمام مردم اوکراین نیست

در عین حال، به گفته کارشناسان، اکثر مردم اوکراین با عضویت کشور خود در ناتو موافق نیستند و آقای یوشچنکو، که در پی یک قیام مردمی در سال 2005 به این سمت دست یافت، در حال حاضر از محبوبیت سابق برخوردار نیست.

رئیس جمهور اوکراین عملیات ارتش روسیه علیه گرجستان و شناسایی آبخاز و اوستیای جنوبی توسط این کشور را محکوم کرده است اما تعدادی از رهبران دولت ائتلافی، از جمله نخست وزیر اوکراین، موضع معتدلتری را در قبال روسیه اتخاذ کرده اند.

در همانحال، برنار کوشنر، وزیر خارجه فرانسه، هشدار داده است که پس از جدایی آبخاز و اوستیای جنوبی از گرجستان، هدف بعدی روسیه می تواند نفوذ در شبه جزیره کریمه و تلاش برای جدایی این منطقه از اوکراین باشد.

جمهوری خودمختار کریمه بخشی از خاک اوکراین است اما بیش از نیمی از ساکنان آن را روس تبارانی تشکیل می دهند که در سال های اخیر، دولت روسیه برای بسیاری از آنان گذرنامه روسی صادر کرده است.

در اوستیای جنوبی نیز روسیه به اقدام مشابهی دست زده بود و یکی از دلایلی که برای عملیات نظامی علیه گرجستان مطرح کرد، حمایت از شهروندان روسی ساکن این منطقه در برابر تلاش ارتش گرجستان برای باز پس گیری این منطقه بود.

با اینهمه، به گفته ناظران، دست زدن به عملیات نظامی علیه اوکراین و تلاش برای جدا کردن کریمه از این کشور برای روسیه آسان نخواهد بود زیرا ارتش اوکراین به مراتب نیرومندتر از ارتش گرجستان و کریمه به مراتب بزرگتر و پر جمعیت تر از اوستیای جنوبی و آبخاز است.

علاوه بر این، خط لوله انتقال گاز روسیه به اروپای غربی از خاک اوکراین عبور می کند در حالیکه درآمد پولی حاصل از صدور گاز به اروپا از منابع اصلی تامین عایدات پولی روسیه است.

جبهه بندی بین المللی؟

همچنین، در آنچه که به تلاش روسیه برای اثبات اقتدار خود به عنوان یک قدرت جهانی تعبیر شده، اوایل هفته جاری رئیس جمهور روسیه به جمهوری مولداوی، از جمهوری های اتحاد شوروی سابق، هشدار داد که مرتکب اشتباه گرجستان نشود و در صدد توسل به زور برای باز پس گرفتن منطقه "ترانس نیستریا" از جدایی طلبان این منطقه بر نیاید.

همزمان، گزارش شده است که روز پنجشنبه، وزیر خارجه سویس به منظور ملاقات با وزیران خارجه فرانسه و جمهوری چک و گفتگو درباره بحران گرجستان و دستور کار اجلاس هفته آینده کشورهای عضو اتحادیه اروپا، عازم پاریس خواهد شد

ریاست دوره ای اتحادیه اروپا در حال حاضر برعهده فرانسه است اما این سمت از ماه جنوری سال آینده در اختیار جمهوری چک و از ماه جون در اختیارسویس قرار خواهد گرفت.

قرار است مقامات عالبرتبه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در روز دوشنبه آینده در جلسه ای برای بررسی بحران گرجستان شرکت کنند و برخی از کشورهای عضو، از جمله سویس که موضعی تند علیه اقدامات روسیه اتخاذ کرده، از فرانسه خواسته اند تجدید نظر در روابط اروپا با روسیه را در دستور کار اجلاس قرار دهد.

قبلأ جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، با محکوم کردن تصمیم روسیه در به رسمیت شناختن آبخاز و اوستیای جنوبی، از این کشور خواسته بود تا تعهدات بین المللی خود را محترم بشمارد و در "تصمیم غیرمسئولانه" خود تجدید نظر کند.

nn3

تصمیم مدودف در تجزیه گرجستان ناخرسندی شدید بوش را به همراه آورده است

در واکنش به انتقادات تند کشورهای غربی، رئیس جمهور روسیه در مقاله